تبلیغات
روستاهای ریپگ - شیخ مرید و هانی

شیخ مرید و هانی

نویسنده :
تاریخ:پنجشنبه 3 شهریور 1390-12:58 ق.ظ

هانی دختر مندو از کودکی نامزد شیخ مرید پسر مبارک است. وقتی شیخ مرید به سن بلوغ می رسد جوانی است برومند و از تمام جوانان زمان خود نیرومندتر- به حدی نیرومند که از کمان او، از فرط سنگینی به جز خودش کسی قادر به رها کردن تیر نیست. هانی نیز در سن بلوغ بین دختران طوایف بلوچ زمان خود سرآمد و یکتاست. شیخ مرید که مطابق رسومات بلوچی به علت نامزدی با هانی حق همبازی شدن با او را در سنین کودکی ندارد با آگاهی از محسنات اخلاقی و زیبایی هانی شیفته او می شود. میرچاکر که سردار طایفه رند است با دیدن هانی و با وجود اطلاع قبلی از نامزدی او با شیخ مرید به او دل میبندد. میرچاکر در صدد چاره اندیشی برمی آید و نقشه ای طرح ریزی می کند. او در نقشه خود از قول بلو چی بهره جویی می کند.

به این معنی که در یکی از مجالس بزم از حاضرین می خواهد که به میمنت این مجلس با شکوه هر یک از آن ها قول بلوچی ادا کنند ( نوعی عهد بندی در میان بلوچ ها که لازم الاجرا می باشد ). شیخ مرید قول می دهد که صبح پنج شنبه پس از نماز صبح هر کس از او چیزی بخواهد بدون تامل به او خواهم بخشید. میرچاکر با استفاده از این قول صبح پنج شنبه پس از نماز صبح عده ای لانگو را که طایفه ای از نوازندگان و خوانندگان در بلوچستان هستند به نزد شیخ مرید می فرستد تا از او بخواهند هانی را به عقد میرچاکر در آورد. شیخ مرید ناگزیر با تقاضای آنها موافقت می کند و پس از این موافقت مشاعر خود را از دست می دهد.

هانی نیز پس از آن که به عقد میرچاکر در می آید در تمام عمر لباس سیاه می پوشد و تمام عمر باکره می ماند. شیخ مرید به سلک دراویش می پیوندد و به مکه می رود و پس از مدتی طولانی به همراه گروهی از زائران به شهر و دیار خود برمی گردد. میرچاکر در این مدت از دنیا می رود. پس از ورود شیخ مرید به شهر هیچ کس او را نمی شناسد تا این که در مسابقه تیراندازی از کمان خود که اهالی به عنوان یادبود در معرض نمایش گذاشته اند به سهولت تیری پرتاب میکند.صدای پرتاب تیر او به گوش هانی و پدر و مادر شیخ مرید می رسد اما پیش از آن که بتوانند به او دسترسی پیدا کنند شیخ مرید از شهر میرود و هیچ خبری از خود به جای نمی گذارد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
std clinics near me
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 04:58 ق.ظ
بسیار قلب از خود نوشتن در حالی که
صدایی مناسب اصل آیا نه نشستن کاملا با من پس از برخی از زمان.
جایی درون پاراگراف شما قادر به من مؤمن متاسفانه فقط برای بسیار
در حالی که کوتاه. من هنوز مشکل خود را با فراز در منطق و یک ممکن است را
خوب به پر کسانی که شکاف. در این رویداد شما که
می توانید انجام من می قطعا تا
پایان در گم.
Francis
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:43 ب.ظ
If some one needs to be updated with latest technologies afterward he must be pay a
quick visit this site and be up to date all the
time.
Bettie
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:59 ب.ظ
Simply want to say your article is as amazing.
The clearness in your post is just cool and i can assume you are an expert on this subject.
Fine with your permission let me to grab your feed
to keep updated with forthcoming post. Thanks a million and please continue
the rewarding work.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo